ویرانی
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد. 
رقيه بنت الحسين
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد. 
د.
داشتن تو حتی لحظه ای به تمام عمر بی کسی من می ارزد
همچون دیوانه ای که لحظه داشتن را در تمام رویاهایش باور دارد
و.
وابسته تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من
حیات می بخشد
س.
سر سپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا در اغوشت مهمان کنی
ت.
تک سناره شبهای بی فانوسم شدی
روزی که از خدا نکه ای نور طلب کردم
د.
دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا
آ.
آرام دل بی قرارو عاشقم در چشمان تو موج میزند
وقتی به دریای نارآم اشکهایم مینگری
ر.
رازه مرگ دلتنگی هایم روزی است که دستان سرد تو پناه
دستان سردو بی نصیبم باشد
م.
مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت
که درد را به جان خربده است در بازار عاشقی
چرا اخـــــــــــــــر نمیایی شده شاید دلت سنگین
نمیخواهم بگم اخــــــــــر بدون تو شــــدم غمگین
تو اوازی منـــــــــم سازم تو ارامی و مــن شیطان
بیا اینجا منم تنـــــــــهام بدون تو شـــــدم غمگین
برو ای موســــــم هجران بیا ای خواهرم خنــــــدان
بیا اینجا منم تنــــــــــهام بدون تو شـــــدم غمگین
بیا ای خواهرم خنــــــدان بیا ای خواهرم خنــــــدان
عشق رازی است مقدس .
برای کسانی که عاشقند
عشق برای همیشه بی کلام می ماند
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند
عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
جبران خلیل جبران
سعی کن جای یک نفر باشدبه اوبگو:
تورابیشترازجانم وکمترازخدا دوست دارم
چون به تواحتیاج وبه خدا اعتقاد دارم